Sunday, November 16, 2003
چگون جذاب باشيم
قبل از هر چيز بايد به اين نکته توجه داشته باشيم که جذابيت چيزجـــــدايي از زيبايـي اســـــت
يک فر مي تواند چهره خيلي زيبايي نداشته باشد ولي فوق العاده جذاب باشـــــــــد و همچنين
مي تواند خيلي زيبا باشد ولي اصلآ جذاب نباشد و معلومه کدام يک از اينها دوست داشتني تر است . جذابيت و گيرايي يک ويژگي کسب کردني و بدست آوردني است که بـــعضيها آگاهانه يا ناآگاهانه آنرا بدست مي آورند وبه آن دامن ميزنند
حالا ببينيم چگونه ميشود جذاب بود
ظاهري آراسته داشته باشيد :
مرتب باشيد .تميز باشيد.هماهنگي و پاکيزگي شما، نا خـــــــود آگــــــاه شما را جذاب مي کند
بعضي ها به غلط و بر اساس تصويري نادرست ، براي جذاب شدن با بدبختي به فرمهاي عجيب و غريب لباس مي پوشند.
آنچه مهم است اين است که مرتب و تميز و هــــــماهنگ و در عيـــــــــــــــــن حــال ساده باشيد
تميزي و اطوي لباس شما ، تاثير رواني خاص روي افراد مي گذارد
کساني که به ظاهر و آراستگي خود ، توجهي ندارند از جذابيت و نفوذ و تاثيرگذاري خــــــود
کاسته اند. کثيف بودن - ژوليده بودن و نامرتب بودن حتي حرفهاي قشنگ و درست و مثبت شما را بي مقدار و خفيف مي کند
بيشتر سکوت کنيد :
غالبآ افراد براي اينکه جذابتر شوند ، بيشتر شلوغ ميکنند و به خطا مي روند.سکوت يک تاثير
ذهني و رواني مي گذارد. در سکوت ، فرد ، پيرامون خود خلاء ايجاد مي کــــند و هر خلايي ، جذابيت را سبب مي شود
اساسآ آنچه جذب و جذابيت را سبب مي شود خلاء است.
آنها که بيشتر صحبت مي کنند و فراوان حرف مي زنند از جذابيت خود مي کاهند.ضـــــــمن آنکه سکوت و گوش دادن بيشتر ، به واقع شما را عاقلتر و با تجربه و قابل اطمينان تر معرفي مي کند که زمينه اي مساعد براي صميميت است.
نرم و ملايم سخن بگوييد :
وقتي نرم و ملايم سخن مي گوييد ، جذاب و محبوب مي شويد . جذابيـــــت به تقلا و تکاپو
نياز ندارد به خلاء ، آرامش و ملايمت مرتبط است.جيغ نزنيد. داد و هوار نــکـــــنيد. خود را به
در و ديوار نکوبيد .
آدمهاي عصبي و خشن و داد و هواري براي صميميت ، نا منــــــــاسب و غير قابل اعتمادند.
فرد محترمي باشيد :
بي احترامي به خود ، به ديگران و بي احترامي و بي ادبي در کلام و رفتار همه از جذابيت شما مي کاهد. شما هم در ظاهر آراسته ايد و هم در باطن وارسته ايد . افراد مودب و متين و محترم بي ترديد جذابند و اين جذابيت از درون موج مي زند
کساني که به هتاکي و ناسزا گفتن زبان مي گشايند و به تحقير و تمسخر ديگران مشـــغولند ، شايد به ظاهر جذابيتي کمرنگ داشته باشند اما اين جذابيت جنبه رواني ندارد و تاثــــير ذهني مطلوبي نمي گذارد.
محترم و مودب و با شخصيت باشيد ، خود به خود جذاب مي شويد.
زياد شوخي نکنيد اما فراوان تبسم کنيد :
شوخي کردن فراوان از انرژي ذهني و جذابيت شما مي کاهد چراکه شوخي فراوان به تـــدريج مرزهاي بايسته را از بين مي برد ، به تکاپوي فراوان شما مي انجامد و صحبت بسيار به دنبال دارد و چه بساکه به بي احترامي خود و ديگران منجر مي شود.
متبسم باشيد که تبسم به چهره شما جذابيتي عميق و ژرف مي بخشد.
در تبسم ، سنگيني و متانت است و جذابيت . ولي در خنده و شوخي فراوان ، سبکي
است و کاهش جذابيت
قاطعيت يعني جذابيت :
کساني که شخصيت قاطعي دارند ، هدفهاي مشخص و ارزشهاي معين و برنامه مدوني دارند بي استثنا جذابند. کساني که قدرت نه گفتن دارند و بازيچه اين و ان نمي شـــــــوند ، جذابند
اين موضوع بيش از همه شيوع دارد که عدهاي از هدفها و برنامه ها و خواسته هـــــــــاي خود
مي گذرند و خود را فداي اين وآن مي کنند و مي خواهند اينگونه جذاب و محبوب بــــــــــاشند.
اما هميشه مي بينيم ، شخصيتهايي جذاب و تاثير گذارند که بسيار مصمم هسـتند و اعـتماد
به نفس دارند به دنبال هدفي مشخص و معين با اعتماد به نفس عالي ، بودن و قـــــــــدرت و شهامت نه گفتن ، داشتن به هر آنچه که ما را از ارزشها و ارمانهاي عاليمان باز مــــــي دارد ، شخصيت ما را مشخص تر مصمم تر و قاطع تر مي سازد که جذابيت از وجود چنين شخصيتي موج مي زند.
اميال و غرايز خود را کنترل کنيد :
کساني که شخصيت مسلط دارند و بر غرايز و اميال خود تسلط بيـشتري دارند ، کساني که بر ميل جنسي و شهوت و ميل به غذا خوردن و هيجانات و عواطف خود مسلط هستند ، جذابيت معنوي دارند . تاثير رواني مي گذارند و از وجودشان انرژي سرشااري به بيرون مي تابد
وقتي شما جذاب باشيد داراي قدرت تاثير گذاري بيشتري هستيو و پيشنهادات خوبي از هر سمت به سوي شما روانه مي شود و مي توانيد زندگي بهتري داشته باشيد
همه اينها که از جذابيت گفته شد پايه هاي صميمت هستند.
شما نمي توانيد جذاب نباشيد اما تاثير گذار و با نفوذ باشيد.
Thursday, September 25, 2003
فلسفه اختراع کاندوم
( اين داستان را تقديم ميکنم به دوست عزيزم (نیما
ايا تا حالا از خودتون پرسيدین که کاندوم چه جوری اختراع شد و قبل از اختراع اين شئ با ارزش و حياتی مردم چه جوری از حاملگی جلوگيری می کردنند حالا براتون به طور خلاصه وگوئم:
در تاريخ ۱/۱/۱ که اولين انسان به وجود امد و کمی پس از ان مردم هيچ وسيله ای که کار کاندوم رو انجام بده نداشتند به همين خاطر عين نخودچی کشمش دورو برشون پر از بچه بود. در قرنهای بعدی يعنی ۴-۳ مردم دريافتند که اگر اب مبارک رو اون تو (همون تو) نريزند از حاملگی جلوگيری به عمل خواهد امد ولی چون اون موقع هيچکس يک قرون سواد و فرهنگ حاليش نبود عقلشون به اینجا قد نداد که اگه اون تو نريزند پس کجا بريزند (خوب اين همه جا!!!!!).در قرون ۸-۷ مردم از جريان کشتی نوح ياد گرفتند که از نفت خام ميتوان به عنوان چسب يا عايق استفاده کرد به همين دليل عايق بندی نوک دولشان را با نفت خام مورد امتحان قرار دادند ولی از انجا که نفت خام خيلی کيری(ببخشيد) بود ديگه از دول کنده نميشد و مردم اون دوره از زمان همه دول سياه بودند که اولين انسانهای سياه پوست و همچنين برنج دول سياه از همين مردم به وجود اومد.
در فرن ۱۵-۱۰ اولين جسب به اسم سيريش ساخته شد و مردم در يافتنند که از سيريش ميتوانند جهت مسدود کردن سولاخ دولشان استفاده کنندکه در صورت از دست دادن کنترل بدنی اب مبارک اون تو نريزه ولی چون اون زمان همه غذا های مقوی مثل عسل و خرما و ماست و تخم مرغ ميخوردند هميشه کمرشون پر بود و چون اب منی نمی توانست از سولاخ دول خارج شود به ناچار اون تو متراکم میشد و در مواردی به ترکیدن تخم افراد می انجامید مثل اقا محمد خان قاجار.
بعدها یکی از دانشمندان معروف به نام ابو علی زکریای کس خنده دامغانی با سعی و تلاش و کون پارگی بسیار کاندوم اولیه را بنیان نهاد او در این کشف از چرم نوعی حلزون به نام بزمجه استفاده کرد ولی به دلیل اینکه DNA های بزمجه خیلی قوی بود اگر کاندوم توسط مرد به داخل رحم زن وارد می شد سریعا با تخمکها عمل لقاح انجام میداد و تمامی خانمها صاحب بچه های بزمجه نما می شدند (البته یاد اور میشود که اولین اخوندها از همین روش به وجود امدند) به این ترتیب این روش هم با بن بست مواجه شد.
در قرن ۱۸-۱۷ یک دانشمند ترک به نام ......(به دلیل اینکه این دانشمند خیل کسخل بوده نامش محفوظ میباشد) دست به یک ابتکار جالب زد به این صورت که او براده اهن را با سرنگ به داخل بیظه مرد تزریق میکرد و پس از عمل جماع (کردن) منی اغشته به براده اهن را با اهنربا بیرون میکشید ولی از انجا که هیچ مردی اجازه نمیداد یک ترک اهنربا تو کس زنش بکند این ابتکار با شکست روبرو شد البته این دانشمند این طرح را برای اولین بار بر روی زن خودش انجام داد ولی چون اب منی کاملا از اون تو خارج نشد دارای دو فرزند مشابه با ترمیناتور و پلیس اهنی شد که این بچه ها در اولین حمامی که رفتند زنگ زدند و دیگر به هیچ درد نخوردند.
پس از ان یعنی دز قرون ۱۸-۱۹ افراد توانستند از روش در پیت استفاده کنند به این ترتیب که مرد هنگام کردن بر روی يک پيت حلبی می ايستاد و زنش به محضی که ميديد چشمهای شوهرش داره خمار ميشه و اه اوهش به هوا رفته با لقد به زير پيت ميزد و مرد از پشت به زمين ميافتاد و ديگر ابش اون تو نميريخت اين طرح تا کمی قابل اطمينان بود ولی چون در مواردی به شکستگی ستون فقرات منجر شد از گردونه حذف گرديد.
و اکنون و در زمان حال ما از کاندوم استفاده ميکنيم که اگه اختراع نميشد که شما بیاین بخونین حال کنین ولی چيزی که تو اين ۲۱ قرن به ذهن هيچکس نرسيده و به نظر من مطمئن ترين راهه همون از کون کردنه!!!!!!!!!!!!
اگه حال کردين حتما نظر بدين که من واسه دفعه ديگه يه انگيزه واسه نوشتن داشته باشم
چاکريم
salam dostan moteasefam ke engadr dir minevisam ham karam chantashon ja zadan bazam bebakhshid ke dir dir minevisam
Thursday, September 18, 2003
montazere nazarate shoma hastam
ba salam be hameye dostan shari ke molaheze farmodid male dost azizam nima molagab be yoshij ast man daram say dar gir avardan dastan hastam falan ke chan nafare ke gole hamkare dadebodand ziresh zadand be mahz in ke dastan gir avardam deleton ro shad mikonam pas kir hara shag karde negah dared falan bey
دو تا جنده پتي ديدم به راهي
كشيدم از ته دل سخت آهي
بديدم گله اي مردان وحشي
به مانند خران و خرس وحشي
به دنبال دو جنده راه بستند
دگر شرم وحياي خود شكستند
يكي كيرش در آورد از ته شرت
مثال پشت رايانه پر از پرت
پر از مو و پر از رنگ لعاب بود
ولي طفلك ناجور بي بخار بود
نه شق ميكرد و نه حالي دگر داشت
دو لكاته به حال خود رها داشت
دو جنده نيش خود را باز كردند
دو نرخ خود بسي اعلام كردند
همه مردان ته جيبها كه خالي
برفتند كس كنند در بي خيالي
به خود گفتم جقيدن سخت بهتر
به دور از ناله و دردي و هر شر
پسرها قدر جيب خود بدانيد
كه ناگه در پي كسها نمانيد
اگر ماندي تو ماندي پس به تخمم
اگر بي پول باشي به جهنم
دو يد داري و تخمي بحر مالش
اگر هم كس نكردي كس خارش
بزن آبش در ار وسخت حال كن
كه هر وقتش زدي ما را دعا كن
بگو اي وب لاگ ناز قشنگم
رها كردي مرا از سختي و غم
خدا خيرت دهد اي شاعر حال
خدا بر تو ببخشد دو كس حال
تو اي شاعر بگير دست جوانها
همه جوره بده ياري به آنها
به آنها اقتصادش ياد بايد
كه پول در جيب او هميشه پايد
ببايد گربه ها در حجلها كشت
مكن بر قدرت و ايمان خود پشت
نيما يوشيج nima_1234562000@yahoo.com
Wednesday, September 17, 2003
Thursday, September 11, 2003
گفتم غم کس دارم.....
گفتم غم کس دارم گفتا کیرت بر آید
گفتم که کس من شو گفتا اگر بر آید
گفتم ز مهر ورزان رسم دادن بیاموز
گفتا ز خوب رویان این کار کم تر آید
گفتم که بر کست راه نظر ببندم
گفتا که پرده دارد از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد کس خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی کیر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو شق کون کاو بنده پرور آید
گفتم کس رحیمت کی عزم دادن دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آن در آید
گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد
گفتا خموش((کس کش))کاین غصه هم سر آید
Sunday, September 07, 2003
1- دختره از معلم زيستشناسيش ميپرسه: چرا چشماي گاو هميشه خماره؟ معلمه يك نگاهي بهش ميكنه، ميگه: عزيزم اگه پستوناي تو رو هم روزي سه ساعت بمالند ولي نكننت، چشات به همون خماري ميشه!!!
1- تركه ميره داروخونه ميگه: آقا بي زحمت 99 تا كاندوم بدين! يارو با تعجب ميگه: بابا ايوالله! چه كمري داري تو! چقدر ميكني، ديگه بيا مارو هم بكن!! تركه ميگه: باشه سگ خور! 100 تا بده!!!
Friday, September 05, 2003
گشوادگی
ماييم گشاد و راحت اندر دو جهان ,
قنبل به زمـانه، فارغ از كون و مكـان
با ديدن كس جميع و با هم كـرديم
فكر همه چيز را ، جز كردن آن !
مه روي ، اگر چه خفته عريان بر ما ،
گاييدن آن بود بسي سخـت وگـران
با بودن كف، ميان دست وشق درد
از بهرِ زدن وَ جلـق ، نا مانده توان
چون بود نوشتن از زدن ، مشكل تر
پس، خرده نگير بر اين تن تنبلمان
آماده شود مطلب اين قسمت، ليك
شايدنه دراين مكان ودر مقعدمان !!